با توام حواست کجاست !

 هوا سرد شده ؛ آنقدر که سرها درگريبان است و رهگذران می روند تا خود را بچسبانند به گرمای يک بخاری  و خوشبختی را با بلعيدن تيترهای يک روزنامه تکميل کنند. اما من از تمام دنيا يک فنجان نسکافه داغ را ترجيح می دهم ... عطر آنرا می توانی تو هم احساس کنی ...حتی اگر مهر ماه نباشد ...!

 با توام حواست کجاست ؟!

 به حال تمام پرستوهايی که به جنوب سفر کرده اند ؛ غبطه می خورم . دستانم سرد است ... گاه سمت آفتاب  میگیرمشان. حتی اگر با خیال نوازشگرآفتاب گرم شوند ؛ غنیمت است...

 با توام حواست کجاست ؟!

 سلام ...دوستی می گفت مدتهاست اين کلبه رنگ و بوی غزل را از ياد برده است ... مهمان دوغزل از فاضل نظری باشيد .

حاصل عقل

به نسيمي همة راه به هم مي‌ريزد
كي دل سنگ تو را آه به هم مي‌ريزد

سنگ در بركه مي‌اندازم و مي‌‌پندارم
با همين سنگ زدن، ماه به هم مي‌ريزد

عشق بر شانه هم چيدن چندين سنگ است
گاه مي‌ماند و ناگاه به هم مي‌ريزد

آنچه را عقل به يك عمر به دست آورده است
عشق يك لحظه كوتاه به هم مي‌ريزد

آه، يك روز همين آه تو را مي‌گيرد
گاه يك كوه به يك كاه به هم مي‌ريزد 

 

تفاوت

پس شاخه‌هاي ياس و مريم فرق دارند
آري! اگر بسيار اگر كم فرق دارند

شادم تصور مي‌كني وقتي نداني
لبخندهاي شادي و غم فرق دارند

برعكس مي‌گردم طواف خانه‌ات را
ديوانه‌ها آدم به آدم فرق دارند

من با يقين كافر، جهان با شك مسلمان
با اين حساب اهل جهنم فرق دارند

بر من به چشم كشتة عشقت نظر كن
پروانه‌هاي مرده با هم فرق دارند

 فاضل نظری

 با همت دوستان  کانون وبلاگهای ادبی پرشين بلاگ   هر روز با يک مطلب در زمينه های مختلف ادبی چشم انتظار حضور شماست ... نظرات ارزشمند شما برای کانون مغتنم است.

/ 328 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صديقه حسينی

سلام عزيز خواهش می کنم جریانش را نمی دانم اما در هر حال لطف می کنی! باز هم ممنون!

حبيب

سلام ... هم نیستی و هم به روز نمی شوی ؟؟؟؟؟؟؟ منتظریم .

مجيد

سلام دوست عزیزم ... ممنون از حضور و محبتتون . از زندگی لذت ببر ، دیر تر از آن است که فکر می کنی . منتظرم ... در پناه حق

و.شادی

سلام با وبلاگی جدیدم که از این به بعد با شعرهایا بهتر هست بگم دل نوشته های من که هفته ای یک بار به روز خواهد شد منتظر حضور و نقد ارزشمند شما شاعر گرامی هستم... مطمئنن حضور و نقد های ارزشمند شما موجب دلگرمی من برای ادامه خواهد شد... به جای حرفهای بی خودی شعار ها و شعرهای خود به خودی! دلم را جمع می کنم در قاب پنجره ی یک عکس بی خودی! که به تماشایش بنشینی خود تو ی بیگانه هم خود به خودی! و شاید تو هم ببینی مرا بی خودی که ایستاده ام کنار یک ساعت کهنه ی شماطه دار بی سودی!! که راکد و ساکن شده در عبور لحظه ها ی خود به خودی... . . و شاید به عبور از لحظه ی راکد که از نبود تو مرد! مرا می خواهد به خود بی خودشده از خودم آورد... باز بی خودی! برای زندگی دوباره با خود تنهای خود درلحظه های بی خود از خود در این روزگار بی خودی! در ضمن از هفته ی آینده سعی می کنم هر بار زندگینامه ی یکی از شعرا رو به همراه قواعد مربوط به سبکهای شعری مختلف و یک نمونه شعری از اون سبک رو تو وبم بزارم...البته بیشتر به خاطر شناخت خودم... م

فريبا

سلام دوست عزيز ٬ نمی‌دونستم دوست خوبی با این وبلاگ جالب اينجا دارم از اینکه به من سر زدی ممنون

اميد صباغ نو

سلام دوست خوبم با هذیانهای متفاوت به روزم : دارم کلاغ میشوم انگار – در خودم! افسوس میخورم که چرا - عاشقت شدم؟! منتظر حضور گرمت هستم ...

کیوان

سلام دوست من/حقیقتا من از نوشته های شما خیلی لذات بردم.نوشته های شما خیلی عالی است.من خود دیپلم رشته ادبیات هستم عاشق چنین نوشته ها هستم ملی از شما خواهش میکنم که با من تماس برقرار کنید که من دوست دارم با شما صحبت کنم.با کمال تشکر و موفعقیت شما در تمام مراحل زندگی/کیوان همیشه تنها