در امتداد حادثه به تو رسيدم

حادثه اين روزهای تکراری

ان زمان که زندگی مرا به بودن واداشت

و تو امدی

و سلامی گفتی اين کوچک از خود گريزان را

و برايش قصه ها گفتی از عشق

بمان پرنده کوچک خوشبختی ام

با من هم صدا شوتا اين کوچک از خود گريزان با تو پر بگيرد

و در امتداد حادثه

روزهای تکراری ام رنگی دگر بگيرد...

نويسنده : اهو خانم

/ 5 نظر / 8 بازدید
کيا

سلام اتوسای عزيز .. خوبی خانم ورودت رو به صحنه ای وبلوگ نويسی تبريک ميگم نوشته زيبای بود منتظر نوشته های خوبت هستم .. ممنون ميشم با کامنت خبر بدی تا خواننده نوشته های خوبت باشم

سينا

سلام. مرسی از ابراز لطفتون . آپديت نوروز منتظر حضورتون هستم

رضا

كاش مي شد از ميان ژاله ها / جرعه اي از مهرباني را چشيد / در جواب خوبها جان هديه داد/ سختي و نامهرباني را نديد / كاش ميشد با محبت خانه ساخت / يك اطاقش را به مرواريد داد / كاش مي شد آسمان مهر را / خانه كرد و به گل خورشيد داد / كاش ميشد بر تمام مردمان/ پيشوند نام انسان را گذاشت / كاش مي شد كه دلي را شاد كرد / بر لب خشكيده اي يك غنچه كاشت / كاش ميشد در ستاره غرق شد / در نگاهش عاشقانه تاب خورد/ كاش مي شد مثل قوهاي سپيد / از لب درياي مهرش آب خورد / كاش ميشد جاي اشعار بلند / بيت ها راساده و زيبا كنم/ كاش مي شد برگ برگ بيت را / سرخ تر از واژه رويا كنم/ كاش ميشد با كلامي سرخ و سبز / يك دل غمديده را تسكين دهم/

رضا

سلام و درود بر شما و کارهای بسيار زيبا و جالبتان و ممنون از حضورتان در کلبه درويشی حقير ...و با پيشنهاد شما موافقم و امروز لينک شما را قرار خواهمداد با عنوان ....اهورای بزرگ ...اگر نظر ديگر داشتديد بفرماييد ..آرزوی تندرستی و سعادتمندی شما را دارم در پناه حق ..