هر چه داريم همه ؛ از کرم عباس است

خلقت جنت حق لطف کرم عباس است

نور بر شمس و قمر ماه بنی هاشم داد

عرش يک ذره ز خاک قدم عباس است

نه فقط  خلق زمين عبد و غلامش باشند

به خدا خيل ملائک  حشم عباس  است

شيعه از کينه  دشمن نهراسد هرگز

دين ما تحت لوای علم عباس است

در صف حشرعلمدارشفاعت زهراست

علم  فاطمه  دست  قلم عباس  است

نام معشوق مبر؛ نزد من از عشق مگو

عشق ديريست که در پيچ و خم عباس است

ای که حاجت ز حسين می طلبی دقت کن

پرچم شاه به سوی حرم عباس است

کاشف الکرب که غم از دل عالم ببرد

لب خشکيده شش ماهه غم عباس است

بر روی قوس فلک جلوه خون گاه غروب

زخم شمشير به ابروی خم عباس است

خراباتی از اشک ماه

قلم باريکی برداشتند و کاغذ بلندتری؛ چون براستی درک کرده اند که با هم بودن هميشه پر معناست. نرم نرمک گرد امدند تا شدند بيست عاشق و شوريده که جرعه ای از ماه نوشيدند و اشک اغاز شد. اين کمترين افتخار دارم که اين سروده را از اشک ماه به شما عزيزان هديه کنم.

 

/ 134 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعيد

سوزی دارد این سرما خطی دارد مشکين که جاده پهناوريست وبايد سفر کرد تا به اعماق وجود وخاهی پيداکرد آن زمرد عشق را وبر سطح ستون پايدار غم نهاده تا بهانه باشد که کمی شاد شود سلام من آپم خاستی سر بزن تا بعد

علي ....

سلام آتوساي عزيز ما كه جايي نرفته بوديم كه بازگرديم ... ولي اين دوسه روز خيلي سخت گذشت مشكلات كاري و .... بگذريم عزيز وقتي از لاي سطرهاي خالي صدايم مي كني تورابراي تكراري بهتر مي نويسم بعد هم از كجا معلوم شايد خوابمان گرفت ....

جملات زيبا

سلام اتوسا به به شما هم عباسی هستی و من نمی دونستم ای ول خيلی کيف کردم با تشکر محمد از هند

وفا

روزی مرا ترک خواهی کرد وبه سادگی یک خواب دور خواهی شد از آسمان آبی مرا خواهی گرفت ودر روزهای جهنمی خواهی سوزاند روزی تصویر مرا خواهی برد و از اشک من ابدیت خواهی ساخت. من روزی تو را در انزوای خویش زمزمه خواهم کرد و در تمام ثانیه ها از تو یاد خواهم برد و بی تو به تنهایی به ماه خیره خواهم ماند روزی بی تو خسته از این زمانه خواهم شد و با تمام غرور از جدایی شکست خواهم خورد و بیش از نفسهایم تو را آرزو خواهم کرد.. تو روزی از من دور خواهی شد همچو برگی از درخت با دست نسیم خواهی رفت و در جایی دور از من خواهی نشست و من روزی با هر آنچه از من برده ایی بی تو به تنهایی در سوگواری عشقمان خواهم گریست

وفا

امروز حالت چطوره ؟؟؟؟

وفا

مواظب خودت باش .. باشه ؟؟

وفا

در نسیم خنک و خیس خزان لرزان اند زرد و قرمز دو سه برگی به سر شاخه هنوز یعنی : از رایت و رای آنچه به جا ماند این است که توان دید درین لحظه ی پایانی روز . بر سر شاخه ی لختی .. دو سه برگ و یک سیب وان دگر سو .. اناری دو سه خشکیده به شاخ زان همه زمزمه و همهمه و نور و نوا وان همه پرده سرایان سراپردهی باغ زیر این آبی بی ابر ... صدایی دگرهست هق هق گریه ی باغ است و هیا هوی کلاغ ....................... . . . . .

پرويز

سلام من لينکت کردم سری بزن ممنون که اومدی

همسايه

سلام _______________ سلام ______________سلام خوبی خوشی سلامتی زندگی به کامته اموراتت میگذره ؟؟؟ .... خدارو شکر . چه خبرا .... ما اومدیم به وبلایگ شما دوست عزیز سر بزنیم ..... خیلی وبلایگ خوبی داری خیلی خوشمون اومدم خدایی جالب و پر محتوا هستش .. تنهایی یا با دوستان ساختی ؟؟؟ .... من که خیلی خوشم اومده جون خدای جالبه فقط اگه میشه یه که جمع وجورش کن اگه ادامه بدی و بتونی هفته ای یه باز اپ بزنی مطمئن باش که پیشرفت میکنه مطمئن باش اگه بخواهی می تونی تو بلاگفا یه حرفی برای گفتن داشته باشی چون وبلایگت خیلی زیباست و مطالب زیبا تری هم داره از این قسمت هم خوشمان اومدم آقا میشه برداریم ..؟؟؟ زنگ تفریح :: سره سفره عقد عروس يه مار با يک زرافه اذدواج مي کنند بچشون غورباغه مي شه. مي دونيد چرا؟ چون بچه دار نمي شدن، از پرورشگاه بچه آوردند دكتر به يارو ميگه: دوتا خبر بد دارم. اوليش اينه كه تو فقط بيست و چهار ساعت زنده مي موني. يارو ميگه دوميش چيه؟ دوميش اينه كه ديروز يادم رفت اينو بهت بگم