ايران

وطن يعنی همه اب و همه خاک

وطن يعنی همه عشق وهمه پاک

به گاه شيرخواری گاهواره

به دوردرد پيری عين چاره

وطن يعنی پدر؛ مادر؛ نياکان

به خون و خاک بستن عهد و پيمان

وطن يعنی هويت ؛ اصل ؛ ريشه

سراغاز و سرانجام و هميشه

 

ستيغ و صخره و دريا و هامون

ارس ؛ زاينده رود ؛ اروند ؛ کارون

وطن يعنی سرای ترک با فارس

وطن يعنی خليج تا ابد فارس

وطن يعنی دودست از جان کشيدن

به تنگستان و دشتستان رسيدن

زمين شستن ز استبداد و از کين

به خون گرم در گرمابه فين

 

وطن يعنی اذان عشق گفتن

وطن يعنی غبار از عشق رفتن

وطن يعنی هدف ؛ يعنی شهامت

وطن يعنی شرف ؛ يعنی شهادت

وطن يعنی گذشته ؛ حال ؛ فردا

تمام سهم يک ملت ز دنيا

وطن يعنی چه اباد و چه ويران

وطن يعنی همين جا يعنی......

ايران

ای کوير تو بهشت جان من  //  عشق جاويدان من ايران من

/ 9 نظر / 6 بازدید
جملات زيبا

سلام وطن يعنی ايران ايران ايران ايران با تشکر محمد از هند ولی عاشق ايران

رضا

سلام و درود فراوان بر شما و متن بسيار زيبا و دل چسب بخاطر از وطن نوشتديد ...خاک وطن و ميهن عزيزمان ايران ...انشاالله هميشه پاينده و استوار باشه و همچنين ارزوی تندرستی و سعادتمندی شما را دارم در تمام دوران زندگی ....در پناه حق ............. ببار ابر محبت........... شگفت نام تو بر شب غريب و طاقت فرسای من شکست آتش ديوانه خسته وفای من شگفت گل ز نهادش همه گلستان شد هوای داغ ز لبهای عاشقی برخاست نشست مرده ببالين و شاد و خندان شد مرا نام تو نازم که گاه چوپانی عصا بدست گرفت و گهی گله بان شد ببار ابر محبت ، سخاوت مطلق......... بر اين زمين که به نامت ز خون چراغان شد

arezu

salam aziz are az khodame sheraro bezarin khoshal misham are aziz manam link mikonam shoma ham link konin movafagh bashin

arezu

دلم گرفت ای هم نفس پرم شکست در این قفس تو این غبار تو این سکوت چه بی صدا نفس نفس از این نا مهربونی ها دارم از غصه می میرم رفیق روز تنهایی یه روز دستاتو می گیرم تو این شب گریه می تونی پناه هق هق باشی تو ای همزاد هم خونه چی میشه عاشقم باشی دوباره من دوباره تو دوباره عشق دوباره ما دو هم نفس دو هم زبون دو هم صدا تو ای پایان تنهایی پناه آخر من باش تو این شب مرگی پاییز بهار باور من باش

arezu

دل من یه روز به دریا زد و رفت پشت پا به رسم دنیا زد رفت دنبال کلیدی خوشبختی می گشت خودشم قفلی تو قفلا زد ورفت یه دفعه بچه شد و تنگ غروب سنگ توی شیشه فردا زد و رفت حیوونی تازگی آدم شد بود به سرش هوای هوا زد و رفت

arezu

چشمانم منتظرست برگرد رو آوردنم به تو از روي نيازست نياز مهر از كاروان سفر عشق پرسيدم كجاست راه نورد مهر من اشاره اي شد به خورشيد جاي قدمت گلهاي سرخ عشق روييده گلهاي سرخ را تا آسمان چشمت چيدم اما تو را در نيافتم انتظار ديدنت مرا ديوانه كرده در كنج دلم غم لانه كرده ضربان قلبم از حركت ايستاد منتظر ماند تا صداي نفست را بشنود تا تو را پيدا كند اما هر چه مي گردم گمشده ام را نمي يابم برگرد برگرد تا هرچه دارم برايت رو كنم برگرد تا . . .

arezu

salam man linketon kardam nemidonam esmesho dorost gozashtam movafagh bashin

عاشق پژمرده

ديشب خواستم واسه دل خودم فال بگيرم وقتي فالنامه رو باز کردم چشمم به شعري افتاد که هيچ ربطي به دل من نداشت تازه فهميدم که دلم مال خودم نيست