تو دیگر تنها نیستی

تو دیگر تنها نیستی
من هم کم‌کم دارم فراموش می‌شوم.
با این حساب اگر لابه‌لای سلامی سرد
گذشتیم از کنار هم
و نگاه نکردیم
گمان مبر که فراموش کرده‌ایم
خیال کن
که نام و نشان آشناهامان را
کودکانی بازیگوش
سیاه کرده اند - به رسم کودکی
و یا خط خطی شده است
جسم و جان کوچک‌مان از سنگ.
خیال کن که باران تمام این سال‌ها
فقط حافظه‌ی ما را گل آلود کرده است
خیال کن که کوریم
یا کورمان کرده‌اند...
اگر گذشتیم و

نگاهی

نیم نگاهی  

از ما به هم نرسید.

«مسعود امینی(م.روان‌شید)- باران تمام این سال‌ها»

/ 31 نظر / 85 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احسان افشاری

سلام خانوم حصارکی مایه خوشحالی است که با کتاب ارتباط خوبی گرفتید . برقرار باشید چنان که هستید

رادیکال

برای مورچه ها گندم آورده ام... سلام. به روزم.

مهدی آخرتی

نه قهرمانه نه خیلی ترسو نه خیلی پرحرف نه خیلی کم رو دعوتید به شعرهای من دوست خوبم

akbri

برای خوانش بیایید .

شهراد میدری

درود فراوان خاندم و بهره مند شدم، پس از یک سال و شش ماه بروزم با یک غزل و یک پهلوی و یک چارانه

مهدی زارعی

سلام و وقت به خیر. پنجره ی بی اسم با خبر چاپ کتاب " آسمان به روایت پرنده بی پر" باز و بسته شد. سر زدنتون باعث خوشحالی و افتخاره. در پناه خدا...