شاعر کولی ها

از بندرگاه الویرا
برآنم که عبورت را ببینم
تا به نامت بشناسم
و بهگریه بنشینم.

کدامین هلال ِ خاکستر ِ ساعت نُه
رخانت را چنین پریده‌رنگ کرده است؟
بذر ِشعله ورت را
چه کسی از سر برف‌ها برمی‌چیند؟
کدام دشنه‌ی کوتاه ِ کاکتوس
بلور تو را به قتل می‌رساند؟

از بندرگاه الویرا
عبور تو را می‌بینم
تا نگاهت را بنوشم
و به گریهبنشینم.

در بازارگاه، چه گونه آوازی
به کیفر من سر می‌دهی؟
چه قرنفل ِهذیانی
بر تاپوهای گندم!
چه دورم ــ آه ــ در کنار تو،
چه نزدیک، هنگامیکه می‌روی!

--------------------------------

سه سپیدار گشن
یک ستاره.

سکوت فروخورده‌ی غوکان
تور نازکی را ماند
سوزن‌دوزی شده به نقش‌هایسبز.

کنار رود
درختی خشک
خود را شکوفا شده می‌یابد
با دوایر درهم.

و رویاهای من بر آب
به سوی دختری از غرناطه می‌گریزد.

فدريکو گارسيا لورکا

احمد شاملو

فدريکو گارسيا لورکا درخشانترين چهره شعر اسپانيا و در همان حاليکی از نامدارترين شاعران جهان است. شهرتی که نه تنها از شعر پر مايه او که اززندگی پرشور و مرگ جنايتبارش نيز به همان اندازه آب می خورد. به سال 1899 در فونتهکا واکه روس - دشت حاصلخيز غرناطه - در چند کيلومتری شمال شرقی گرانادا به جهانآمد. در خانواده ای که پدر روستايی مرفهی بود و مادر زنی متشخص و درس خوانده. تاچهار سالگی رنجور و بيمار بود، نمی توانست راه برود و به بازيهای کودکانه رغبتینشان نمی داد. اما به شنيدن افسانه ها و قصه هايی که خدمتکاران و روستاييان میگفتند و ترانه هايی که کوليان می خواندند شوقی عجيب داشت...

 

/ 465 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ناصر آسيابانی

به نام خدا سلام با ماه رمضان و ترانه ای يادگار نوجوانی ام به روزم. در پناه خدا يا مولا علی

زهرا آسيابانی

"به نام زیباترین زیباییها" من تو را می فهمم من صدای پرش بال تو را می فهمم پُرِ پَرواز،پُرَ از آوازی بام این خانه تورا می خواند ای نوای خوش هر پرده ی عشق زیر لب از تب اندوه شفق می خوانی من تو را می فهمم، شعر تنهایی من نام تو را می داند ساز من از تو به هر پرده سخن می گوید عاشقان گوش کنید این صدای عشق است:

زهرا آسيابانی

سبزترین خاک دشت تقدیم به تندیس گر شاعر کولیها.چه گزینش زیبا و چه انتخاب زیبایی ،"از بندرگاه الویرا-برآنم که عبورت را ببینم-تا به نامت بشناسم-و به گریه بنشینم."روح لورکا شاد که بین این همه عصیانگری به فکر کولیها،بندر الویرا،...سکوت فرو خورده ی غوکان و...است تا واژه واژه ی سطر های دنیا از خون آنها جانی دوباره گیردو قرن 21 دیوانه تر از قبل نباشد. کنار رود-درختی خشک-خود را شکوفا شده می یابد-با دوایر درهم.تبیین گر زیبایی از تمام قدرت عشق است با آن نفس قدسی که شاخه شاخه های تن خشکیده را وقتی که مرتکب ِدوست داشتن می شوند آغشته به تمام عطر ها و رنگ و بو های ِ... می کند تا... لطفت مستدام شاعر که ما را دمی با شاعر کولیها همراه کردی تا شاید تن ما هم غبار آلوده به عقل را از تمام وجودش بتکاند وبا لباسی از عافیت سر سبز دشت و صحرای جنون خود را نشان دهد.اما دریغ از من که عصیان نا توانی پای همراهی با کولیهای همیشه رها را از ذهن رنجورم می گیرد و دیگر... لحظه شمار دیدن بر گی دیگر از درختان پر بار عشق و جنونت می باشم. بدرود

محمد آسيابانی

سلام بر دوستان همیشگی . رمضان بر تمامی میهمانان حضرت حق مبارک. کارگاه.... با بررسی تطبیقی جنبش حروفیه در ایران و نهضت رنسانس اروپا به روز است. با احترام محمد آسیابانی

نازی معروفی

سلام عزیز با ادامه ی هم سنجی اشعار دو شاعر گرانقدر، دکتر ژان دیودونه و استاد هاشمی زاده وبلاگ دوم نازی آپ شد.

رويای خاکستری

سلام آتوسا جان. اميدوارم که حالت خوب باشه. وبلاگ زيبايی دارين. البته قبلا شما رو لينک کردم. من آپيدم. خوشحال می کنم به وبلاگ من تشريف بياوريد. موفق باشی

ناصر آسيابانی

به نام خدا سلام علیکم با نام علی بهار تزیین کردند هم مرکب روزگار را زین کردند با عشق علی و اهل بیتش فردا میزان عمل را به حشر تعیین کردند شهادت مولی الموحدین ،امیر المونین علی«ع» تسلیت باد التماس دعا در این شب های قدر دارم در پناه پروردگار یا مولا علی

زهرا آسيابانی

«به نام عاشق ترین معشوق» دریچه ی تنهاییت را به رویم بگشای؛ که صورتم راه راه است از چوب خطی سایه روشن. انتظار ِهیچ مجالم نیست؛ و من همچنان دانه ی انتظار تسبیح می کنم!

ياشار

سلام فقط می تونم بگم يه جورايی مررررررررررسی از اينکه وبلاگتون تنوع داره با اجازه تون خوشم اومد