داد از غم ......
ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ امرداد ،۱۳۸۸ 

راحت بخواب ای شهر ! آن دیوانه مرده ست

در پیله ی ابریشمش پروانه مرده ست

 

در تنگ دیگر شور دریا غوطه ور نیست

آن ماهی دلتنگ ، خوشبختانه مرده ست

 

یک عمر زیر پا لگد کردند او را

اکنون که می گیرند روی شانه مرده ست

 

گنجشک ها ! از شانه هایم برنخیزید

روزی درختی زیر این ویرانه مرده ست

 

دیگر نخواهد شد کسی مهمان آتش

آن شمع را خاموش کن ! پروانه مرده ست

 

فاضل نظری

 

آدم خلیفه ی تنهای خدا

روی زمین است

امپراطوری که گاهی باید برگردد به

آخرین سلاح اش

(( ... و سلاح او گریه است ))

 

 

 

در گذشت سیف الله داد هنرمند متعهد را به تمامی اهالی فرهنگ و هنر و اصحاب قلم تسلیت می گویم .

 

 

 

  یادداشت ابراهیم حاتمی کیا برای سیف الله داد

 

 

 

 

 

در دریای بیکرانی روی موج بودم . دریای عشق ؟ یا بحر علوم ؟ - و شب طوفانی بود . ناصر با من بود . من و ناصر لیسانسهای علم و ادبمان زیر بغلمان بود ، گرچه محیط فضل و آداب نبودیم . کشتی کوچک ما ترک برداشته بود . من و ناصر در دریایی که حتی قعرش ناپدید بود ، دستخوش امواج بودیم .

موج بزرگی کشتی مارا به قعر لایتناهی آب فرستاد . ریق رحمت را سر کشیدیم . مسئله ای را کشف نکردیم . زندگی جاوید نیافتیم .

 

 

 

 

جلال آریان

 

 

 

سرش را بلند کرد . زیر آسمان سرزمینی که اینهمه دوستش داشت ؛ خودش فراموش شده ترین موجودات بود .

وقت حرکت بود . خداحافظ یوسف ، ناصر ، ثریا ، اسماعیل ، درخونگاه ... خداحافظ استاد فصیح ....

 

 

برگرفته از کتابهای ( ثریا در اغما و داستان جاوید )

 

اسماعیل فصیح تولد دوم اسفند 1313 – فوت تابستان 1388

 

روحش شاد و یادش گرامی باد

 

 

 

     لطفا روی عکس کلیک کنید !!

 

 

  به کجا چنین شتابان ؟
 گون از نسیم پرسید
دل من گرفته زینجا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان ؟
 همه آرزویم اما
 چه کنم که بسته پایم
 به کجا چنین شتابان ؟
 به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم
سفرت به خیر !‌ اما تو دوستی خدا را
چو ازین کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران
 برسان سلام ما را

 

سفر به خیر استاد شفیعی کدکنی

 

 

حنجره های آسمانی ؛ اثر ملی : همه از خداییم ، به سوی خدا برویم ...

 

 

 ربَّنا

مناجات مثنوی افشاری

 

 


کلمات کلیدی: