ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ فروردین ،۱۳۸٦ 

هر چه داريم همه ؛ از کرم عباس است

خلقت جنت حق لطف کرم عباس است

نور بر شمس و قمر ماه بنی هاشم داد

عرش يک ذره ز خاک قدم عباس است

نه فقط  خلق زمين عبد و غلامش باشند

به خدا خيل ملائک  حشم عباس  است

شيعه از کينه  دشمن نهراسد هرگز

دين ما تحت لوای علم عباس است

در صف حشرعلمدارشفاعت زهراست

علم  فاطمه  دست  قلم عباس  است

نام معشوق مبر؛ نزد من از عشق مگو

عشق ديريست که در پيچ و خم عباس است

ای که حاجت ز حسين می طلبی دقت کن

پرچم شاه به سوی حرم عباس است

کاشف الکرب که غم از دل عالم ببرد

لب خشکيده شش ماهه غم عباس است

بر روی قوس فلک جلوه خون گاه غروب

زخم شمشير به ابروی خم عباس است

خراباتی از اشک ماه

قلم باريکی برداشتند و کاغذ بلندتری؛ چون براستی درک کرده اند که با هم بودن هميشه پر معناست. نرم نرمک گرد امدند تا شدند بيست عاشق و شوريده که جرعه ای از ماه نوشيدند و اشک اغاز شد. اين کمترين افتخار دارم که اين سروده را از اشک ماه به شما عزيزان هديه کنم.

 


کلمات کلیدی: